حقیقت معشوق
يكشنبه, ۲۹ دی ۱۴۰۴، ۱۰:۰۶ ق.ظ
خواببین در خواب، کیم... را میبیند و اصل بودنش را میسنجد. در اولین وارسی، تن او را میپسندد و نواقص کوچک را نادیده میگیرد، اما خود را آماده نمییابد و در تلاش است تا بوی دهانش را خوشبو کند. در همین لحظه، ساعت سه و نیم بامداد، مهمانان ناخوانده به خانه پدری میآیند و آن رابطه را برهم میزنند.
در پرده دیگر خواب، کوتولههای غیراصیل و دستدوم کیم پدیدار میشوند تا برای خواببین محرز گردد که رسیدن به حقیقت معشوق ناممکن است.
در پرده پایانی، خواببین با دمپایی نامناسب، پشت درهای بسته کلاس فرویدی در پاساژی باکلاس، به گوشهای پناه میبرد تا دیده نشود؛ اما در پایان، وسایل کهنه و بهدرنخور آن کلاسِ در حال فروپاشی، نصیب او میشود.
از این رو، خواستن از داشتن حیاتیتر است، تا پارلتر تاریخی خواببین را رقم بزند.
- ۰۴/۱۰/۲۹
